بسم الله دیروز روز تاریخی و جهانی قدس بود. آن روزی که امام راحل در مرداد سال 1358 مصادف با رمضان 1399 همزمان با شروع دور تازهای از جنایات بیرحمانه رژیم اشغالگر صهیونیستی در لبنان و نیز در حمایت از مردم بیدفاع فلسطین، طی پیامی، روز جمعه آخر ماه مبارک رمضان را به عنوان «روز جهانی قدس» تعیین و بنا نهاده و عموم مسلمین جهان را به همبستگی اسلامی در این روز بزرگ فراخواندند و این شد که این روز چون دیگر یوماللههای حماسی، ملی و انقلابی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران تا امروز هر روز بهتر از قبل و با شور و حال خاصی برگزار میشود. روز قدس شاید وقتی پیشتر فقط یک حرکت داخلی بود برای آزادی قدس شریف! اما حال که خوب مینگری ، میبینی که کشورهای بسیاری در جهان نیز این روز را گرامی داشته و در عمل به فرمان بنیانگذار جمهوری اسلامی، فریادهای ضد نژاد پرستی و ضد صهیونیستی سر میدهند. شاید حضرت امام خمینی (ره) خود چنین فکر نمیکرد که در آینده این حرکت چنان جهانی و در قارهها فراگیر شود، اما شاید هم آن پیر فرزانه آنقدر دوراندیش و ارتباطش بیشک با خدای رحمان آنقدر زیاد بود که چنین روزهایی را میدید. میدید که امت حزبالله در ایران و مسلمانان و طرفداران صلح دنیا چگونه مرگ بر اسرائیل و مرگ بر صهیونیست میگویند ... دیروز روز عجیبی بود، دوست داشتم مثل دوستان عکاس دیگرم از حماسه دیگر ملت ایران در روز قدس عکس بگذارم، اما دیدم این صحنههای زیبا در قاب خبرگزاریهای داخلی خوب نقش بسته است، ولی جای عکس سرنگونی و مرگ یک عده وطنفروش بیهمه چیز که بهدنبال هیچ هستند و مقاصدشان پوچ و واهی است در این بین خالی است. انساننماهایی که فقط رنگ سبز ریا را میشناسند و با سبز سادات فرسنگها و کیلومترها فاصله دارند. آنها که چند نفر را عَلَم کردهاند و دشمنشان شده روسیه :) ؛ ولی مطمئناً به دنبال باز کردن پای جنایتکاران جنگی و متعرضین به نوامیس مردم مظلوم کشورهایی چون عراق، افغانستان و فلسطین هستند، همانها که ما شعار ننگ ابدی و مرگ آنها را سر میدهیم و فریاد میزنیم: مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل و مرگ بر انگلیس ... نمیدانم چرا دیروز اینها سرنگون شدند؟! هر چه تلاش کردم عکسشان را رو به بالا ببینم نشد! علامت ویکتوری که به نشانه پیروزی گرفته بودند را ملت حزب الله برعکس میدیدند، همانطور که دستشان برای ما برعکس بود و میدانستیم آبکی است، وقتی باران گرفت عقاید آبکیشان را هم دیدیم. دیدیم که چگونه دُمشان را روی کولشان نهاده و چند پا قرضالپسنده گرفته و در رفتند! :) از دوستانم شنیدم و دیدم که چگونه دیروز محمد خاتمی، مهدی کروبی و میرحسین موسوی یه اشتباه فاحشی کرده و در جمع مردم در راهپیمایی حاضر شدند و از دوستان انقلاب کلی شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه و مرگ بر دیکتاتور شنیدهاند و صد البته کمی هم گرد و خاک شده ! و همانجا از ترس مردم انقلابی و ولایتمدار و از ترس جانشان، فرار را بر قرار ترجیح دادهاند :) به نظرم دیروز غیر از حرکت امت حزب الله برای انزجار از استکبار جهانی و خصوصا مولود کثیف آن اسرائیل؛ حرکتی شد تا مرگ جنبش سبز را هم ببینیم! حرکتی زیبا، حرکتی مردمی، حرکتی انسانی که با شعار الله اکبر، خامنهای رهبر و مرگ بر ضد ولایت فقیه ترس و رعب را در دل آنان نهاد و سرنگونی و مرگ سبز را همه دیدیم، دیدیم که چگونه مرعوب شده و عقب نشینی کردند :) به همه جلبکها و سبزیفروشان وطن فروش اُموی: مرگ سبزتان مبارک ادامه عکسها :
مرتبط : واکنش مردم به حضور خاتمی و موسوی و کروبی (فارس) سبزهای قم در روز قدس خواب ماندند(آهستان) روز مسکو؛ عمامه هایتان را بالاتر بگذارید (آب و آتش) امروز ایران؛ امروز قم (تارنما) حضور سبز پوش ها در راهپیمایی روز قدس(تارنما) چرا موج سبز به حال احتضار درآمد (آهستان) روز قدس؛ روز مرگ جنبش سبز (آغاز در نهایت) آرمان قدس، ضربه آخر بر منافقان امت (ایلیا) با حضور مردم ، اغتشاش سبز ، بشکلی ویژه ضایع شد :)) پاسداران روایت تصویری از روز قدس اصفهان(رمز دشمن شناسی) دروغگو، دروغگو، ۶۳درصدت کو؟ (جمهوریت) 






روز اورشلیم (بی عمر)
عکس نوشت شما ()
درباره
عکاس مسلمان
درباره : سیدشهابالدین واجدی عکاسی مسلمان و ایرانی است؛
وبلاگم از سال 1383 با نام عاشورائیان و مدت زیادی است که عکاس مسلمان است!
دانشآموخته رشته گرافیک در سال 1382 از دانشگاه سورهام، سال 1382 تا 1385 عکاس و دبیرعکس شبکه خبر دانشجو، مدت کوتاهی نیز با خبرگزاری فارس همکاری کردم، سال 1385 عکاس نمایشگاه بین المللی قرآن کریم بودم و بعد از آن نیز از سال 1386 تا خرداد 1388 عکاس خبرگزاری مهر بودم. (در مدت کار عکاسی خبری در مهر، وبلاگم بخاطر مشغله زیاد و هم کم رغبتی خودم تعطیل شد). همچنین همزمان، عکاس خبری سامانه اطلاعرسانی شهرداری تهران بودهام. افتخارم این است که در کسوت عکاس نمایشگاه قرآن کریم، دست مولا و رهبرم سیدعلی را بوسیده و به عنوان عکاس خبرگزاری مهر نیز در پایان سفری پرخاطره به عسلویه، احمدینژاد، رئیسجمهوری مرا در آغوش کشید و من هم به نشانه ادب پیشانیاش را بوسیدم ...
من هیچ برتری نسبت به عکاس دیگری ندارم، من خاک پای اساتیدم هم نمیشوم، ولیکن آرزویم عکاسی از ظهور منجی است و رسیدن به جایگاهی در عکاسی کشورم ایران است. در چند نمایشگاه عکس داخلی و خارجی هم شرکت داشته و در بسیاری از روزنامهها و نشریات کثیرالانتشار داخلی و خارجی عکسهایم به چاپ رسیده است. این صفحه نیز قرار است جایی برای عکس نوشتههایم باشد. زیرا که معتقدم هر عکس داستان و ماجرایی دارد و دنیایی پر از رمز و راز ... اینجا میخواهم از نادیدنیها و ناگفتنیهای عکاسی بنویسم و بنگارم، از لحظههای ناب ...
پروفایل مدیر : شهاب الدین
آرشیو وبلاگ
عکسهای
شهابالدین
مطالب اخیر
پیوندها
امکانات جانبی